سکوت
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 18:44
امان از وقتی که نه بتونی بنویسی نه بخوای چیزی به زبون بیاری واژه هام رنگ سکوت گرفتن چشمام رنگ حرف...
عکسش
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 18:44
عکسشو گذاشتم جلومتا میتونستم نوازشش کردم تا میتونستم بوسش کردم گردنشو صورتشو چشماشو دستاشو .... نوازش کردم اون هیچوقت نمیفهمه چقدر دوستش دارم
نبودنت ترس داره...
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 18:44
میدونی ۴فصل سال با تو هرکدومش یه سال رنگ و وارنگی و خوشی داره؟میدونی میترسم نباشی یه وقت که پاییز بشه خارُ بره تو چشام ؟میترسم نبودنت جدی جدی بشهُ نفسام قطع بشه ؟اخه من از مرگ میترسمنبودنت که جدی بشه مثل اون روزی میشم ک خودمو جا داده بودم تو بغلتو چشامو بسته بودم ...نبودنت که جدی میشه بهار، بوی بهار
چیزی بیشتراز یک تصویر اما پنهان
-
تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 19:59
براش فرستادم این عکسو گفت : خیلی قشنگه چه برداشتی از این عکس داری؟ گفتم: تو اون مرد و من اون زن برعکس بیشتر زنا که جلوی مردشون وایمیسن و خودشونو رها میکنن تو آغوش مردپشتت وایسادم پشتت وایسادم تا بم تکیه بدیتا احساس بی پناهی نکنیتا نفسام ب پشت گردنت بخوره و گردش خونت بهتر بشه تا زندگی تو وجودت
به قلم چشم...
-
تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 19:59
فهمیدم جمعه شب که شب تولدشه همه میبیننش بجز من همه... سرم بزرگ شد یه خط صاف شد نوار مغزم دستام لریز دستام یخ کرد لبام خشک شد چشمام سرخ شد چشمام خیس شد فهمیدن این چیز فقط فهمیدن نیست آتیش گرفتنه سوختنه سوختنی که حتی چشمامم دست ب کار شد تا این آتیشوخاموش کنه ولی نتونست... گاهی اونقدر پری که حتی نمیتو
یه روزی میرسه ک دیر شده...
-
تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 19:59
میخواستم ببینمش چون میلرزم میخواستم ببینمش اما گفت نه گفت نه ما قراره بعد امتحاناتت جدا بشیم و دیدن کارو برامون سخت تر میکنه... دلم شکست دوباره شیکست ... هیچوقت باورم نکرد هیچوقت باورم نمیکنه هیچوقت آدما بعضی وقتا چقدر نیاز دارن باور بشن ... خدا فقط باورم میکنه همین بسه برام لرزیدم یخ کردم چشا
چی منو اینطوری نگه داشته؟
-
تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 19:59
نمیدونم چیه که باعث شده اینطوری پشتت بمونم اینطوری گریه کنم اینطوری بشکنم اینطوری زجر بکشم ولی پشتت بمونم نمیدونم چیه این وسط عشق تنها نیست عشق قویه ولی نه اینقدر اگه عشقه چرا عشقای بقیه اینطور نیست ... میشکنه میسوزونه اما از جام تکون نمیخورم ... چی منو اینطوری نگه داشته پشتت؟ فقط خدا میدونه ن
آسمون پرستاره ی دستاش
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 19:23
بش گفتم:خوابم نمی بردهر طرف را نگاه می کنم ؛نشسته ای !تو ماهیت تمام قرص های خواب رالکه دار مى کنی... . میرم بنویسم شبت آروم برام نوشت : دوست دارم الان اتاقت رو کرم های شبتاب پر کنن... الان که دارم مینویسم احساس میکنم اطرافم پراز نورای چشمک زن و فوق العاده دیدنیه کرم های شبتابه کرم های شبتابی ک ب
خنده ای ک حالت را بد میکند
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 19:23
امروز تلاش کردم پیامایی ک بش میدم حال خوب داشته باشه یعنی غم و حال بدی ک دارمو نذارم تزریق بشه تو نوشتارم شوخی و خنده و .... اما وقتی برای اینکار تلاش میکنم، اول دوبرابرِ آشفته حالیِ درونیم، آشفتگی بم اضافه میشه و بعدش حالت تهوع از خودم بهم دست میده مثل این میمونه ک توی یه باتلاق گیر کردی و حالا
دیوونه
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 19:23
تا چندوقت پیش دلم میخواست براش دیوونه ترین دختر دنیا باشم جوری ک هرجا بود و کارای هردختری رو دید باز بگه دیوونه تراز هانی نیست ... اما از شبی ک بم گفت کاری ک نمیتونی انجامش بدی رو ازت نمیخوام (همون دیوونه بودن) فهمیدم اره ! من نمیتونم یه دختر سرخوش دیوونه باشم که دیوونه بازیاش خنده ی همه رو در میاره
نیاز مندی های سیاره ی ما
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 2:22
دیشب برام سر افطار آرزوی موفقیتی رو کرد که خدا برام صلاح دیده...امروزی یه متنی رو دیدم که یاد آرزوی دیشبش افتادم... (سیاره ی ما دیگر نیازی به آدمهای موفق ندارد.این سیاره به شدت نیازمندآدمهای صلح جو، درمانگر، ناجی، قصه گو و عاشق است.) دلم هوس قصه شنیدن کرده... یکی بود یکی نبود.. تو بودی و من... زیر گ...
د.ل.ت.ن.گ.ی
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 2:22
واژه دلتنگی دیگه جوابگو نیستنمیدونم چرا باید احساسات و اون چیزایی ک روح و ذهنمون درگیرن باشون رو حتما در قالب این کلمات لعنتی بگنجونیم تا بشه ب دیگرانم نشون بدیم؟کاش سیم های مخصوصی بود ک وقتی یه سرش وصل میشد ب سرمون و یه سرش ب سر طرف مقابل تمام اون چیزی ک تو ذهن و روح و احساسمون گذر میکرد و میخواست
قطرات عشق
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 2:22
امروز زنی را دیدم که چشمانش را ابر بودن آموخت تا با باریدنش سرزمین مردش را از خشک سالی رها کند ...
شب بخیر
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 2:22
نوشت هانی...خداروشکر که خوابی هرچقدر بیشتر میگذره بیشتر و بیشتر نگرانم میشه به هرکی بگم نمیتونم شبا بخوابم فکر میکنه الکی میگم، یه تلقینه، یا اینکه در روز خیلی میخوابم و صبح تا ظهرا هم خوابم اما من واقعا نمیتونم بخوابم شاید کل ساعات خوابام در ۲۴ ساعت فقط شده ۴ساعت براش نوشتم نمیتونم بخوابم و این
مرد من
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 2:22
من در او مردی را یافتم که همه ی عمر سرسری در جستجویش بودم، موجودی که لبخندش ، طنزش، سلیقه اش، هیجان هاو هوشمندی اش به طور معجزه آسا با آرمان های من همسان بود... [ شنبه بیستم خرداد ۱۳۹۶ ] [ 15:29 ] [ شماره ی ۷۱ ] [ ]
محرم ترین محرم
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 2:22
امروز یه عالمه باش دردودل کردم دردودلایی از جنس تنهایی هام، بچگی هام، حسرتام و... خوب گوش داد بشون کی گفته باید حتما رودر رو با طرف مقابلت دردودل کنی تا تاثیرگذار باشه؟ همین که دوتا تیک میخوره کنار پیامام کافیه برام! مرد من ممنونم ک امروز با تمام وجود ب دردودلام گوش کردی... ممنونم شماره ی ۱۵۸
معجزه
-
تاریخ: 1396/3/19 ساعت: 14:25
بعداز شب بخیر گفتنش اومدم اینجا بنویسم صورتم خیس بود... شبم نم بارون اشکامو گرفته داشتم مینوشتم ک بطور ناباورانه ای دیدم آدرس وبلاگی ک ۵سال پیش براش درست کردمو فرستاده بازش کردم دیدم باز شد واقعا باز شد... من خودم با دستای خودم پاکش کرده بودم ولی وبلاگم با تمام محتویاتش باز شد ... نمیدونم شما اسمشو
نفس
-
تاریخ: 1396/3/19 ساعت: 14:25
صدام کرد هانی...خوابی؟نوشتم:دست تنهای من در شب تاریک بدون تو فقط مینویسه... Is typing... +تو خیلی خوبیمن زنجیره وار دارم تورو اذیت میکنمو تو زنجیره وار منو شرمنده میکنی... (من اصلا خوب نیستم واقعا اصلا خوب نیستم،فقط عاشقشم...) بش گفتم نفس میدونی یعنی چی؟ نوشت: نفس=هانیه ادامه دادم: زندگی کردن با نفس
سخن چشم
-
تاریخ: 1396/3/19 ساعت: 14:25
چشم ها همیشه سخنگوهای خوبین ولی هرکسی نمیتونه حرفشونو بفهمه... مثل خیلی از ماها ک خوب حرف میزنیم ولی حرفامون ممکنه خیلی جاها مورد فهم قرار نگیره... مخصوصا وقتی حرف از عشق زده بشه بقیه(فرقی نداره کی باشه، اهلش که نباشه میشه بقیه...) تمام تلاششونو میکنن تورو منصرف کنن.بگن بت راهت اشتباهه، برای زندگی ع
زن
-
تاریخ: 1396/3/19 ساعت: 14:25
داشتم تو کانالای مختلف چرخ میزدم و متن میخوندم ک رسیدم به این متن:یک زن اگر بخواهد حتی می تواند با صدايش تو را در آغوش بگيرد (بارها با صدام ک هیچ با همه چیزم در آغوش گرفته بودمش) براش فرستادم و گفتم اینو قبول داری؟ گفت: یک زن اگر بخواهد هر کاری را میتواند انجام دهدحتی کاری را که مرد ها قادر به انجام...